ادراک
انواع مختلف ناتوانيهاي ادراكي موثر روي عملكرد شناختي:
الف: ناتوانيهاي افتراقي:
افتراق فرايندي است كه بوسيله آن انسان ها به شباهتها و تفاوتهاي ميان محركهاي مربوط به هم واقف مي شوند. در يادگيري براي فهم و استفاده از كلام شفاهي، خواندن، نوشتن و رياضي و يا تحول مهارتهاي حركتي كودكان بايد قادر به تميز تفاوتهاي بين آنچه ديده، شنيده يا خوانده اند باشند. ناتوانيهاي افتراق به شش دسته تقسيم شده است:
1- ناتوانيهاي افتراق بينايي: وقتي كودكان نمي توانند بين مشخصاتي نظير شكل، اندازه، فاصله، عمق و ساير جزئيات مناسب افتراق قايل شوند احتمالاً در يادگيري و بازشناسي و استفاده از نمرات، حروف، اعداد و لغات ودر خواندن و محاسبه كردن مشكل خواهند داشت.
2- ناتوانيهاي افتراق شنوايي: كودك ممكن است دقت شنوايي طبيعي داشته باشد، ولي در كشف تفاوتها يا شباهتهاي بين بلندي ريتم، ملودي يا تناوب اصوات ناتوان است.
افتراق شنوايي براي يادگيري، ساختمان آوايي در زبان شفاهي لازم است. شكست در ايجاد افتراق بين اصوات صدادار و بي صدا يا بين سيلابها يا لغات باعث بروز مشكلاتي در مسايل آوايي براي خواندن يا هجي كردن ميشود.
3- ناتوانيهاي افتراق لمسي: كودكاني كه در احساس لامسه ناتواني دارند براي انجام تكاليفي كه نيازمند حساسيت لامسه هستند دچار مشكل مي شوند. يك كودك نابينا كه نقص تمايز لامسه دارد به سختي ممكن است خواندن بريل را ياد بگيرد.
4- ناتواني افتراق حس جنبشي: اختلالات موجود در افتراق جنبشي باعث اختلال در پس خوراند حسي بدن مي شود كه نتيجه ي آن پيداشدن مشكل در يادگيري الگوهاي حركتي و فرض كردن حالت ايستاي بدن و كنترل حركات خواهند شد. اين افتراق براي يادگيري مهارتهاي تحولي مانند سينه خيز رفتن و... هم پيشرفته مانند نوشتن، دوچرخه سواري، رقصيدن و... بسيار مهم است.
5- ناتواني افتراق بساوشي: به درون داد تحريكات لمس و حركت اطلاق مي شود كه اطلاعات بيشتري دربارهي حركات محيط و بدن و ارتباط آنها نسبت به وقتي كه فقط از يك حس استفاده مي شود فراهم مي كند. كودكان مشكل دارد در افتراق بساوشي مشكلاتي براي انجام تمرين ها و تكاليف حركتي ظريف مثل نوشتن، دستكاري كردن ابزار و يادگيري مهارتهاي انجام حركات خواهند داشت.
6- ناتواني افتراق شكل – پس زمينه: كودكاني كه مشكل بينايي شكل- پس زمينه دارند احتمالاً براي افتراق يك موضوع از پس زمينه اي كه شكل در آن محاط شده دچار اشكال خواهند شد. كودكاني كه مشكل شنوايي شكل- پس زمينه دارند براي گوش كردن به صدا و درس معلم( شكل) با سروصدايي كه در كلاس يا محيط است( پس زمينه) مشكل خواهند داشت. اين نوع مشكلات با توجه انتخابي و سرعت ادراكي در ارتباط هستند. كودكاني كه روي محرك مربوطه تمركز نمي كنند و يا از محرك پس زمينه غافل نمي شوند مشكلات يادگيري دارند.
ب: ناتوانيهاي بندش: بندش به بازشناسي يك كليت هنگامي كه يك يا چند قسمت آن كليت غايب هستند اطلاق مي شود. (مثل تكميل كلمه- تكميل جمله يا تكميل شكل براي بندش بينايي و بازشناسي كلمه يا جمله ي شنيده شده براي بندش شنوايي)
تركيب كردن اصوات يك پديده ي ديگر بندش است كه نيازمند تركيب يا تلفيق صداهاي منفرد و مجزا به صورت يك لغت است. كودكاني كه دچار ناتواني تركيب اصوات هستند ممكن است صداهاي حروف نوشته شده را بشناسند ولي هنوز هم براي خواندن ورمز گشايي آنها دچار مشكل باشند چون نمي توانند صداها را به صورت يك لغت تركيب كنند.
ج: ناتوانيهاي بينايي- حركتي: كودكي كه بين آنچه مي بيند و حركاتش هماهنگي وجود ندارد ممكن است اختلالاتي در سه نقطه كليدي در تحول هماهنگي بينايي- حركتي رخ داده باشد:
1- ممكن است كودكي در ايجاد و تحول آگاهي درون درباره ي سمت راست و چپ بدنش و تفاوتهاي آنها شكست بخورد. (برتري جانبي) 2- شكست در تحول و تكامل آگاهي از چپ و راست بدن باعث ممانعت از رشد كودك براي كسب مشخصات چپ –ر است خواهد شد. اين مورد گاهي در كودكاني پيش مي آيد كه يادنگرفته اند بين طرف چپ و راست افتراق قايل شوند. (نقص جهتي)
3- بعضي كودكان هنگامي كه تحول آن ها در مرحله اي كه دست، چشم را رهبري مي كند متوقف ميشود دچار اختلال در هماهنگ بينايي- حركتي خواهند شد.
د: ناتوانيهاي سرعت ادراكي: سرعت ادراكي به مدت زماني اطلاق مي شود كه براي پاسخ دادن به يك محرك لازم است. كودكاني كه دچار ناتوانيهاي سرعت ادراكي هستند براي پاسخ دادن سريع به محركها مشكل دارند، يا زمان زيادي براي تجزيه و تحليل درون دادهاي بينايي يا شنوايي و تدوين و بيان يك پاسخ مناسب نياز دارند.
و: ناتوانيهاي زنجيره سازي: به حافظه ي وجود توالي بين وقايع و چيزها ارتباط دارد. هنگامي كه به آن ها دستوراتي داده شود به ترتيب انجام نخواهند داد، كه باعث بروز مشكلاتي در دنبال كردن دستورالعملها مي شود يا در توجه كردن به زنجيره ي بينايي- فضايي مشكل داشته باشند كه ممكن است باعث بروز مشكلاتي در يادگيري عمليات رياضي، نوشتن و ... مي شوند.
هـ: وجوه ادراكي: رجحان وجه ادراكي به سبك يادگيري بينايي، شنوايي يا لامسه اي گفته مي شود كه كودك از آن بيشترين استفاده را ميكند.
ي: درجاماندگي: بعضي كودكان آسيب ديده ي مغزي مايلند فعاليتي را با پشتكار ادامه دهند حتي وقتي كه به ادامهي آن نيازي نباشد. كودكان آن چه را گفته يا انجام داده اند تكرار مي كنند و قادر نيستند اين فعاليت را عوض يا متوقف كنند. كودك در يك شيار قرار دارد و براي تغيير دادن يك نوع پاسخ يادگيري شده به يك نوع جديد پاسخ دچار مشكل است.
انواع مختلف ادراك:
1- ادراك بينايي: يكي از مراحل دريافتي رشد و تكامل زبان است. ميان ديد و بينايي تفاوت بارزي وجود دارد. بينايي عبارت است از توانايي ديدن و فرايندي است فيزيولوژيك، در حالي كه ديد در نتيجه توانايي كودك در تفسير و فهم و معني بخشيدن اطلاعاتي است كه از طريق چشم ها دريافت مي كند. مربيان معمولاً با مفاهيم ادراك بينايي سروكار دارند كه شامل مفاهيم رديابي بينايي، تعقيب چشمي، حركات جنبشي، همگرايي، واگرايي، ادراك تصوير و زمينه و حافظه توالي بينايي است. هماهنگي هر دو چشم كودك براي دريافت موثر وكارآمد اطلاعات امري اساسي است. به محض اينكه كودك خواندن را مي آموزد، بايد بتواند چشمهاي خود را به طريقي جهشي از راست به چپ حركت دهد. اگر كودكان در وقت خواندن كلمات ثابت، سرخود را حركت دهند موجب رشد يك خرده مهارت ناسودمند مي گردد كه خود نوعي بدآموزي است. پرورش و تقويت ادراك تصوير و زمينه از اهميت به سزايي برخوردار است، زيرا كودك را قادر مي سازد تصوير اصلي را از زمينه به درستي تشخيص دهد. حافظه ي توالي بينايي نيز جنبه ي مهمي از ادراك است چرا كه موجب مي شود كودك آن چه را ديده است به همان ترتيب بازشناسي ويادآوري كند.
فعاليتهاي ادراك بينايي: رديابي تيله- توپ آونگي- زمان شمار- چرخش چشم- چراغ قوه و ... .
2- ادراك شنيداري: يكي از مراحل رشد زبان است. ادراك شنيداري نه تنها موجب شنيدن بلكه موجب تفسير و فهم پيام نيز مي شود. مفاهيمي كه تحت نام مهارتهاي شنيداري آورده مي شوند عبارتند از: تميز شنيداري يا رمزگشايي، اكمال شنيداري، همخواني يا تداعي شنيداري و حافظهي توالي شنيداري.
تميز شنيداري يا رمز گشايي: به توانايي شناخت و تشخيص درست و دقيق صداهاي مختلف با توجه به زير و بمي، حجم و طرح آن ها اطلاق مي شود.
اكمال شنيداري: عبارت است از تمايل به كامل كردن يك صدا يا كلمه به محض اين كه جزيي از آن شنيده مي شود.
حافظه توالي شنيداري: عبارت است از توانايي يادآوري و تكرار صحيح و متوالي نشانههاي شنيداري
فعاليتهاي ادراك شنيداري: قوطي هاي تميز شنيداري- ضربه آهسته زدن- بشكن زدن- ايجاد آهنگهاي مختلف با دوتكه چوب- نشانه هاي سوتي و...
3- ادراك جنبشي – لمسي: به دريافت محركهاي ورودي مربوط ميشود كه مستقيماً بر تن و بر آگاهي وضع بدن در فضا اثر ميگذارد
فعاليتهاي ادارك جنبشي لمسي: تجربيات احساسات پوستي- گل رس- رنگ آميزي با انگشت جعبه هاي لامسه- گردش درمازها- دوربين دو چشمي- كيسه حبوبات و ...
اين فرضيه كه رشد ادراكي – حركتي به طرز پيچيده و دقيقي باناتوانيهاي يادگيري در ارتباط است.
تئوريهايي در خصوص مباحث حسي- حركتي و ادراكي- حركتي در ارتباط با ناتوانيهاي يادگيري مطرح مي شود:
1- تئوري گتمن (ويژو موتور ياديد حركتي): مفهوم ديد در تئوري گتمن قابل مقايسه با مفهوم ادراك است و منظور از آن يك نوع توانمندي است كه انسان از طريق يادگيري به دست مي آورد.
ديد فرايندي است كه آدمي طي آن مكان را به عنوان يك كل درك مي كند و با بينايي كه پاسخي است در برابر نور تفاوت دارد. مدل ديد حركتي گتمن مراحل رشدي عملكرد كودك را در كسب مهارتهاي حركتي و ادراكي نشان مي دهد. بنابراين نظريه به هرميزان كه ديد حركتي ما نسبت به محيط اطراف بيشتر باشد ادراك بيشتري از محيط اطراف خود خواهيم داشت.
2- تئوري ادراكي- حركتي كپهارت: در فراگرد مقابله ادراكي- حركتي ادراكات تحريفي با اطلاعات صحيح ذخيره شده و تعميم هاي حركتي مقابه مي شود بدين ترتيب ادراكات تغييريافته ميزان و اصلاح مي شوند. تكامل ساخت مكاني و زماني از ديد كپهارت با پاسخهاي حركتي شروع شده و با اطلاعات حركتي استمرار مي يابد و سپس به صورت اطلاعات مفهومي در مي آيد.
3- تئوري مو ويژني يا حركت آفريني از بارش: در اين تئوري عنوان مي شود كه مشكلات يادگيري به موضوع عدم كارايي فراگير در كنش متقابل با مكان مربوط است. در اين نظريه سه بعد از مفهوم كار شده است:الف: تئوري حركت آفريني ب: تئوري آموزگار حركت آفريني ج: هدفهاي برنامه آموزش حركت آفريني.
4- تئوري تشكل نظام عصبي از دمن و دلاكاتو: اساس كار در اين تئوري معيار قرار دادن مراحل رشد كودكي است كه داراي كاركرد مغزي سالم است. تكامل نظام عصبي براساس يك روند منظم تشريحي در نظام اعصاب مركزي است و مرحله به مرحله است. از ديد اين نظريه شش كاركرد تكاملي در انسان وجود دارد كه عبارتند از مهارتهاي حركتي (راه رفتن به شيوه ايستادن و ضربدري) سخن گفتن، نوشتن، خواندن (مهارتهاي بينايي) فهم سخن (شنوايي) تشخيص حجم يا ابعاد سه گانه( مهارتهاي بساوايي)
عدم توفيق در مرحله معيني از رشد در گذر از مراحل متوالي نشان دهنده ي نقص نظام عصبي بوده و منتج به مشكلات در امر تحرك يا ارتباط خواهد شد. براي بهبود نظام عصبي لازم است كودكان مراحل متوالي رشد را پشت سر بگذارند. در اين نظريه تمريناتي جهت بهبود نظام عصبي ارائه شده كه در تمام روزهاي هفته، چهار بار در هر روز و هر بار 5 دقيقه بايد اجرا شوند.
5- آموزش حركت در ترتيب تواليهاي رشدي:
اين تئوري چنين فرض مي كند كه اجراي حركت تحت تاثير عواملي است كه در هر يك از سطوح يافت مي شوند و عبارتند از: 1- پشتيباني هاي كلي رفتاري : عوامل مشترك با سطح اول نه تنها مبناي يادگيري است بلكه علاوه بر آن با زبان رفتار شناختي مشترك مي باشد.
2- ويژگيهاي توانايي حركتي ادراكي: شامل آن دسته از ساختارهايي است كه از بررسي هاي عاملي مربوط به متغيرهاي حركتي – ادراكي به دست آمده است و اين ساختار عوامل اصلي در يادگيري حركتي مي باشند كه شامل نيروي ايستا، سرعت حركات انگشتان و مچ دست و ... مي باشد.
3- خصوصيات وظيفه: آموزگار پس از سنجش ميزان نيازمندي كودك بايد تا حدودي در زمينه هاي يادگيري حركتي كه مورد نياز آموزش است آگاهي داشته باشد و شامل شش فعاليت است كه بايد مورد ارزيابي قرار گيرد: اگاهي و تصوير ذهني از بدن- انتقال و سرعت حركات درشت- برقراري تعادل- چابكي اعضاي حركتي- مهارت وپرتاب كردن توپ- مهارت در پي گيري توپ
6- ديدگام حسي ادغام شده ي آيرس: آيرس شش كيفيت را براي انجام كامل شدن يا تماميت حسي ارائه كرده است:1- دهليزي (شنوائي، بويايي) 2- لامسه اي 3- درون عضوي 4- شنوايي 5- بويايي
6- بينايي
7- تئوري فراستيك (روش ديداري – حركتي): آزمون فراستيگ به منظور تسهيل كشف آسيبهاي درك ديداري، ميزان، درمان و حتي پيشگيري از آن تنظيم شده است. اين آزمون نقاط ضعف فرد را در مواردي كه اشاره مي شود مشخص ميكند:
1- ادراك ديداري حركات چشم (به جهت روان خواني و ... در دبستان)
2- ميزان نيروي عضلات كوچك و بزرگ دست (براي رفع بدخط نويسي ونارسانويسي در دبستان)
3- پاسخهاي تخصصي ارگانيسم بدن (جهت افزايش سرعت عمل در نوشتن و روان خواني كودكاني كه در نوشتن املا عقب ميمانند و يا كلاً در انجام كارهايشان كند هستند و معمولاً از سطح ادراكي پاييني برخوردارند.
4- هماهنگي چشم و دست (جهت نارسانويسي)
در اجراي اين آزمون با تمرين وكارورزي نقاط ضعف احتمالي مشخص شده سپس در جهت برطرف كردن آن اقدام خواهد شد.
اندازه گيري و درمان پنج مهارت ادراكي عملياتي در فراستيگ:
1- هماهنگي ديداري حركتي: اين هماهنگي عبارت است از توانايي ادغام حركات بدن با ديد كه به خصوص براي مهارتهاي حركتي ديداري ظريف در فعاليتهاي نوشتني ضروري است.
تمرين هاي آن جهت رسيدن به اهداف زير مي باشد:
1- آماده كردن كودكان در دوره پيش دبستاني جهت رفع و پيشگيري از بروز مشكلات روان خواني در دبستان (اساس نوشتن و خواندن) 2- تقويت عضلات كوچك و بزرگ دست 3- هماهنگي بين چشم و دست 4- عدم نارسا نويسي در دوران دبستان.
تمرين هاي مربوط به هماهنگي ديداري حركتي: ترسيم خطوط مستقيم، منحني يا زاويه دار بين دو شي، يا خط. ترسيم خط از نقطه اي به نقطه ي ديگر- بازي با توپ پينگ پونگ- مازها- تيله بازي- طناب بازي ووصل كردن نقاط به هم- قيچي كردن- تعقيب چشمي( تعقيب نور- توپ پينگ پونگ)
نشانه ها:
احتمالاً نارسايي در تكلم، نوشتن، خواندن، كندبودن حركات تخصصي بدن و خستگي سريع از خواندن و نوشتن.
2- تشخيص شكل از زمينه: در اين آزمون كه توانايي تشخيص و تميز شكل از زمينه ارزيابي مي شود كه كودك بايد با مداد رنگي تصوير ويژه اي را كه با تصاوير ديگر تداخل دارد انتخاب كند و رنگ كند يا دورش خط بكشد. با اين آزمون توانايي كشف كودك از اشكال پنهان را نيز مي توان سنجيد. بسياري از پژوهشگران اهميت تشخيص تصوير از زمينه را در كسب مهارت خواندن تاييد مي كنند.
فراستيگ معتقد است كه توانايي تشخيص شكل و زمينه اساس تجزيه و تحليل و تركيب كلمات نوشته شده، عبارات وپاراگراف ها مي باشد.
نشانه ها: احتمالاً علت ضعف كودك در انجام تمرين ها به دليل ضعف او در تميز ديداري است. اگر اين ضعف در دوران پيش دبستاني ترميم نشود در دوران دبستان موجب بروز اشكالات خاصي در خواندن و نوشتن واملا و رياضيات مي شود. درمان: تشخيص شكل خاصي( حرف- كلمه- شي و...) از ميان شكلهاي مختلف
3- طرز قرارگرفتن شكل در فضا: با اين آزمون توانايي تشخيص جهت يك شكل خاص در هر وضعيتي كه قرار دارد سنجيده ميشود. كسب مهارت در تميز وضعيت اشكال در فضا كودك را در تشخيص نمادهاي كلامي كه جهت يكي مخالف جهت ديگري است ياري ميكند.
نشانه ها: جابه جانوشتن نقطه حروف در كلمات در دوره دبستان
تمرينها: رسم اشكال هندسي با دست در فضا، نقطه گذاري، ساختن اشكال با نخ يا خمير بازي و ...
4- درك ثبات شكل:
هدف: تقويت املاء و رياضيات و روان خواني
در اين آزمون توانايي درك و تشخيص شكل صرف نظر از اندازه، وضعيت و رنگ آن سنجيده مي شود. فراستيگ معتقد است كه اين آزمون براي تشخيص كلمات آشنا در زمينه اي كه رنگ، اندازه و شكل آن ناآشنا مي باشد ضروري است.
نشانهها: ضعف در هندسه فضايي، املا و خواندن
5- درك روابط فضايي: با اين آزمون توانايي تشخيص حالت اشياء و اشكال در ارتباط با يكديگر و نيز در ارتباط با مشاهده كننده سنجيده مي شود . كودك بايد با وصل كردن يك سري نقاط به يكديگر طرحهايي مشابه به طرح داده شده را رسم كند. فراستيگ معتقد است كه مهارت در اين زمينه كودك را در تشخيص توالي حروف در يك كلمه يا توالي كلمات در يك جمله ياري مي كند. همچنين از اين تمرينها به جهت رفع وارونه نويسي و قرينه نويسي در دوران دبستان و پيش دبستان استفاده مي كند.
هماهنگي چشم و دست، چشم و پا و اعمال حركتي ظريف:
هر يك از اين مهارتها در ايجاد ارتباط غيركلامي موثر و دخيل است. عمل هماهنگ و يكپارچهي گفته شده در ايجاد يك حركت موثر وكارآمد مستلزم يك پيوند حركتي ادراكي است. رشد و تكامل هماهنگي چشم و دست كودك را بر انجام مناسب اعمال حركتي درشت قادر خواهد ساخت. هماهنگي چشم و پا در رشد الگوهاي حركت درشت همچون حركت جابجايي، حركات موزون و فعاليتهاي دستكاري ضروري است. هماهنگي حركتي ظريف مستقيماً به رشد و تكامل ماهيچه هاي زير دست كه در انجام تكاليفي نظير نوشتن، نخ كردن مهره ها، وپيچ ها مربوط مي شود. انجام موفقيت آميز همه اين تكاليف دستي موجب رشد يك خودپنداره مثبت و نيز موفقيت تحصيلي خواهد شد.
تمرين ها: پرتاب كردن به هدف با دست و پا. پازلهاي قالبي مختلف (رنگ، اندازه، شكل، عمق و ...)حلقه پلاستيكي و پريدن درون آن- چرخاندن آن و دويدن به دنبال آن- پرتاب كردن و گرفتن آن- ساختن حروف الفبا و اشكال هندسي با چوبهاي كوچك- چرخاندن حلقه به دور بدن- بازي با تيوپ دوچرخه، بازي با بادكنك، بازي با حباب و تركاندن آن با انگشتهاي مختلف يا گرفتن آن تخته تمرين (باز و بستن دكمه- بند كفش- زيپ- قفل و...) بازي با شمع و تفنگ- آبپاش و ...
فعاليتهاي ادراكي – حركتي شامل موارد زير مي باشد:1- توازن: عبارت است از توانايي فرد در حفظ و بازيابي حالت يا وضع بدن و عنصر اصلي تمامي مهارتهاي حركتي است. دستگاه دهليزي يا مجاري نيم دايره در گوش داخلي به عنوان مركز توازن عمل مي كند. به همين دليل اجراي تمرين ها، خم كردن بدن در جهات زواياي مختلف و حركات چرخشي براي كودكان توصيه شده كه اين تمرين ها موجب ميشود كه كودكان بياموزند چگونه استواري بدن خود را بهبود بخشد و در حفظ و بازيابي توازن مهارت يابند.
2- تن آگاهي و نقش اندامها: تصوير بدني يا تن آگاهي ادراك پيچيده اي است كه باعث ميشود فرد ضمن تشخيص قسمتهاي مختلف بدن نسبت به نقش اندامها و چگونگي كاربرد آنها در هم كنشي آگاه شود بچه اي كه در انجام اعمال از خودپنداره اي ضعيف برخوردار است بايد او را در شرايطي قرار دهيم تا موفقيت برايش قابل دستيابي باشد. زماني كه ميزان موفقيت بيشتر از موارد شكست باشد، احتمالاً اين نگرش در كودك شكل ميگيرد و به خود بگويد من سعي ميكنم يا من ميتوانم.
3- آگاهي فضايي- مكاني: اصطلاح جامعي است كه بر توانايي يادگيري مفاهيم وضيت جانبي، جهت يابي، وضع در فضا و روابط فضايي اطلاق مي شود. در خلال نخستين دوره كودكي كه فرد نسبت به دو سمت بدن خودآگاهي دروني پيدا مي كند. اين آگاهي دروني با درك وضعيت جانبي به فضاي بيروني گسترش يافته و به اين وسيله كودك جهات راست و چپ، جلو و عقب، بالا و پايين و ... را ميآموزد و با استفاده از اين مفاهيم جهت يابي، اشياء محيطي را موضع يابي ميكند. به همان ترتيب كه كودك مفاهيم انتزاعي بيشتري درك مي كند تعيين وضع دو يا چند شيء را نسبت به يكديگر موضع يابي ذهني يا روابط فضايي گويند. كودكي كه اين مفاهيم را تجربه و تمرين كرده بيشتر از كودكاني كه فاقد اين تجربه ها بودهاند آمادگي يادگيري مفاهيم را دارند، همچنين آزمايشها و تمرينات حركتي درشت به مهارتهاي امادگي بازشناسي حروف انتقال خواهد يافت.
4- ادراك شكل: عبارت است از توانايي بازشناسي و بازسازي اشكال هندسي با توجه به پيچيدگيهاي بافت و تركيب متنوع آن ها، ادراك شكل در كودكان با گذر از سه مرحله رشد و تكامل مييابد:
1- گوي واري: كودكان مي آموزند كه اشياء را بازشناسي كنند. در نظر نوزاد اشياء به صورت تودهاي درهم و نامشخص ديده ميشوند. 2- همادبيني: اشيا و اشكال هندسي باز هم مشخص تر و متفاوت تر ديده ميشود در اين مرحله اشياء به عنوان كلهايي كه حاصل مجموع اجزا و عناصرند درك و بازشناسي ميشوند ولي باز كودك دچار يك محدوديت ادراكي است زيرا اگر عنصري از يك شي تغيير يابد ممكن است نتواند بازشناسي كند.3- مرحله ي بازشناسي يا استنباطي: او ميتواند يك شي خاص را صرف نظر از رنگ، اندازه و بافت آن تشخيص داده بازشناسي كند. حتي اگر قسمتي از يك شي از ديد كودك مخفي باشد بازهم قادر به شناسايي آن است. كه اين مرحله خود طي سه مرحله تكامل ميبايد: 1- كودك قادر است پيرامون اشكال را مطابق خطوط راهنما به هم وصل كند. 2- نسخه برداري از شكل.3- شكلها را بر اساس حافظه خود بازسازي و ترميم كند. يادگيري كودكان دربازسازي شكل ها از مرحلهي خط خطي شروع ميشود و تا سطح ترميم شكلهاي متقارن پيش ميرود.
تهیه وتنظیم:ربابه کمالی
منابع:
1- اچ ايلوارد- فرانك- اليزابت و ار- براون- فرانك/ تشخيص وساماندهي ناتوانيهاي يادگيري/ رضا برادري/ چاپ اول/ سازمان آموزش و پرورش استثنايي/ تهران زمستان 1377/ 305 صفحه
2- كرك، ساموئل و چالفانت جيمز/ اختلالات يادگيري تحولي و تحصيلي/ دكتر زينب خانجاني و مهين وثوقي رهبري و سيمين رونقي/ چاپ اول/ سازمان آموزش و پرورش استثنايي/ تهران زمستان 1377/ 368 صفحه
3- احمدايي آرزو/ پرورش تواناييهاي ذهني و رفع اختلالات يادگيري/ چاپ اول/ انتشارات مبنا/ شركت انتشارات علمي فرهنگي 1382/ 153 صفحه
4- ورنر- ريني/ رشد و تقويت مهارتهاي ادراكي- حركتي در كودكان/ علي حسين سازمند و سيد مهدي طباطبايي نيا/ چاپ دوم/ تهران دانژه 1380/ 236 صفحه
5- تبريزي- مصطفي/ درمان اختلالات ديكته نويسي/ چاپ دهم/ تهران انتشارات فراروان 1383/ 127 صفحه
6- سيف- سوسن/ ناتوانيهاي يادگيري/ چاپ اول/ انتشارات نورفاطمه/ 1375/251صفحه
کلاس اولی ها